اندر حکایت نمایشگاه کتاب (ب) و توصیه های ایمنی

آقا رفیتم نمایشگاه ساعت 2/5. کتاب خریدیم ، آب خوردیم ، خسته شدیم ،پا درد گرفتیم و مقدار متنابهی کتاب سید ابراهیم نبوی ، نادر ابراهیمی یک چند تا کتاب دیگه خریدیم بسیار بسیار.
از نوشته های نادر ابراهیمی خوشم میاد کتابهای افسانه ی باران- مکانهای عمومی - تضادهای درونی-چهل نامه کوتاه به همسرم
ازنبوی یک [...]

اندر حکایت نمایشگاه کتاب الف

جمعه رفتیم نمایشگاه کتاب رو زیارت کنیم، خیلی شلوغ بود چند تا غرفه رو که دیدیم از گرما داشتم هلاک می شدم ، انتشارات سروش یک کتاب دیدم خوشم اومد دیدم قیمتش 1500 تومنه با تخفیف شد 1100 خریدم ، همسر محترمه گفت شانس داری هر چی میخای ارزونه ، گفتم خوب تو هم هر [...]