خاطرات سفر عید 2 19 آوریل , 2008
Posted by گمشده in روزانه, نوروز.Tags: خاطرات, سفر, عید
comments closed
بعد زیارت و نماز سوار ماشین شدیم و راه افتادیم از سمت غرب پارکینگ حرم خارج شدیم و افتادیم تو جاده کاشان 5 کیلومتر بیشتر نرفته بودیم که ماشین شروع کرد به پت پت کردن و تو سرعته 100 خاموش کرد .کنار جاده توی خاکی نگه داشتیم تا ببینیم خرابی از کجاست، کاپوت رو بالا زدیم و شروع کردیم مثل این مکانیکهای حرفه ای بررسی کردن ماشین درحالی که اطلاعات من از تعمیر و خرابی ماشین مثل اطلاعات من از زندگی دایناسورها یا ساخت کلاهک اتمی میمونه ، دوستم هم تازه سه ماه که این ماشین رو خریده و یکم از ماشین سر در میاره ، خلاصه سرتون رو درد نیارم همه چیز رو چک کردیم استارت زدیم ، زدیم ، زدیم و نشد.
تو همین حال بودیم که از اون وره جاده یک ماشین یدک کش اومد و به داد ما رسید و شروع کرد به ور رفتن به ماشین،نشون به این نشون که یک ساعت تلاش بنده خدا به نتیجه نرسید و ما رو بکسل کرد تا یک تعمیرگاه ….
خاطرات سفر عید 1 15 آوریل , 2008
Posted by گمشده in روزانه.Tags: خاطرات, سفر, عید
comments closed
جای شما خالی روز 29 اسفند به همراه همسرم و دوستم و خانومش 4 نفری به قصد مسافرت به اصفهان حرکت کردیم .اینو بگم که شب قبل منزل دوست گرام خوابیدیم تا صبح زود حرکت کنیم ، از قضا آنچنان این دوستان من خواب آلود و خسته مزاج است که از همان شب فهمیدیم که قرار حرکت صبح سر ساعت مقرر یعنی 4 نخواهد بود و دیرتر حرکت میکنیم و همان شد که ساعت 7 به سوی دیار مقصد حرکت کردیم .ساعت 10 به شهر قم رسیدیم و برای استراحت و زیارت رفتیم حرم یک ساعتی آنجا بودیم …
ادامه دارد
آخرین نوشته سال 1386 18 مارس , 2008
Posted by گمشده in روزانه, ویژه.Tags: سال 1387, عید, عیدی
comments closed

امسال عید را به چند شهر از جمله اصفهان و شهرهای سر راه مسافر هستیم ، دعا کنید سال دیگه ساله خوبی برای معیشت و زندگی من باشد. عیدی هم میدیم هرکی عیدی خواست نظر بده ببنیم از پسش بر میام یا نه؟
