اندر حکایت نمایشگاه کتاب (ب) و توصیه های ایمنی 7 می , 2008
Posted by گمشده in روزانه.Tags: نمایشگاه کتاب, نادر ابراهیمی, نبوی, داستان
trackback
آقا رفیتم نمایشگاه ساعت 2/5. کتاب خریدیم ، آب خوردیم ، خسته شدیم ،پا درد گرفتیم و مقدار متنابهی کتاب سید ابراهیم نبوی ، نادر ابراهیمی یک چند تا کتاب دیگه خریدیم بسیار بسیار.
از نوشته های نادر ابراهیمی خوشم میاد کتابهای افسانه ی باران- مکانهای عمومی – تضادهای درونی-چهل نامه کوتاه به همسرم
ازنبوی یک فنجان چای داغ – گزیده رساله دلگشا – راپرتهای یومیه و تذکره ها – نبوی آنلاین دات کام – گفتگوی صریح
از جکسون بروان نکته های کوچک برای زندگی بهتر
از لئونارد بیشاپ ترجمه محسن سلیمانی درسهایی درباره داستان نویسی البته برای مادر
و خانه کوچک زندگی بزرگ گفتگو با پروین داعی پور انتشارات کمان
آقا فاکتور شما شد29200
حالا که نگاه می کنم می بینم زیاد هم خرید نکردم شاید چون زیاد گشتم و خسته شدم این تصور برام پیش اومده.
