خاطرات سفر عید 2
بعد زیارت و نماز سوار ماشین شدیم و راه افتادیم از سمت غرب پارکینگ حرم خارج شدیم و افتادیم تو جاده کاشان 5 کیلومتر بیشتر نرفته بودیم که ماشین شروع کرد به پت پت کردن و تو سرعته 100 خاموش کرد .کنار جاده توی خاکی نگه داشتیم تا ببینیم خرابی از کجاست، کاپوت رو بالا زدیم و شروع کردیم مثل این مکانیکهای حرفه ای بررسی کردن ماشین درحالی که اطلاعات من از تعمیر و خرابی ماشین مثل اطلاعات من از زندگی دایناسورها یا ساخت کلاهک اتمی میمونه ، دوستم هم تازه سه ماه که این ماشین رو خریده و یکم از ماشین سر در میاره ، خلاصه سرتون رو درد نیارم همه چیز رو چک کردیم استارت زدیم ، زدیم ، زدیم و نشد.
تو همین حال بودیم که از اون وره جاده یک ماشین یدک کش اومد و به داد ما رسید و شروع کرد به ور رفتن به ماشین،نشون به این نشون که یک ساعت تلاش بنده خدا به نتیجه نرسید و ما رو بکسل کرد تا یک تعمیرگاه ….



