من:سلام
خودم:سلام
من:خوبي
خودم:مرسي ممنون
من:چه خبرا؟
خودم: سلامتي ،ديروز رفتم دانشگاه كارهاي فارغ التحصيلي رو انجام بدم به نتيجه اي نرسيدم ، انشاالله بايد برم سربازي .
من:خيلي خوبه موفق باشي ، از كار و بار چه خبر ؟
خودم : اون هم سلامتي ، ميرم ، نميرم ، بي حوصله ام براي كار
من: خوب باز من هم از خودم بگم.
خودم: بگو
من: دوست دارم ارشد شركت كنم ، وزن كم كنم ، بخورم وبخوابم و …
خودم : نه بابا چيزه ديگه يدم خدمتتون.
من: خوب چي كاركنم ، دلم ميخواد از صبح تا شب بشينم وبلاگ اينو اون رو بخونم ، برم اين سايت برم اون سايت خلاصه وبگردي ، از تو چه پنهون بعضي روزها نميرم سر كار و بهانه ميارم و از صبح ميشينم پاي نت تا آخر شب.
خودم: اين كارها آخر و عاقبت نداره يك وقت ميندازنت بيرون ها!
من:عيبي نداره من كه دارم ميرم سربازي چه خياليه.
خودم هر جور راحتي كاري نداري …؟
من : نه خداحافظ
مكالمه من و خودم
نوشته شده در 6 فوریه , 2008 با خبرنگار




سلام دوست عزیز.خسته نباشید
من وبلاگ شمارو لینک کردم.
خوشحال میشم به بنده هم سر بزنید.
http://1yas.wordpress.com
درود!
با پست جدید به روزم.
بیا ببین.
http://1yas.wordpress.com
بدرود…